تبليغاتX
پویان نامه
ی الف:برادر زود به زود اپ کن.
[خط فاصله]
سلام من به شدت مشکل اینترنت پیدا کردم و گرنه من کلی مطلب دارم من جمله اینکه دیروز انور ابراهیم بازداشت شد و کلی خبر این دور و بر در حال شکل گیری است. امیدوارم سریعتر بتوانم به روز رسانی کنم.
+ نوشته شده در بیست و هفتم تیر 1387ساعت 14:48 توسط پویان فخرایی |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در بیست و یکم تیر 1387ساعت 17:6 توسط پویان فخرایی |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهاردهم تیر 1387ساعت 13:50 توسط پویان فخرایی |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکی، دو سال پیش مصاحبه ای از سام غفار زاده در روزنامه شرق با دکتر علوی تبار می خواندم تحت عنوان "تبار شناسی اقتصادی دولت نهم". او در این مصاحبه چگونگی شکل گرفتن یک مافیای جدید در بعد از جنگ را شرح داد و اینکه حالا این مافیا آنقدر قوی شده است که به تشکیل دولت دست زده است.

این مافیای جدید از دل سپاه و با رانت خواری برای پروژه های دوره سازندگی و در تقابل با بازار و گروههای تکنوکرات شکل گرفته بود و علوی تبار با مثالهای متعدد خواستگاه این نو دولتان را بررسی کرد.

بعد از خواندن آن مصاحبه، حرکات سپاه را با دقت بیشتری دنبال کردم و نتایجش هم جالب بود.در دوره احمدی نژاد، سپاه افسرهای جزء با تجربه تر(سرگرد به پایین) خودش را به ادارات و وزارتخانه ها منتقل کرد، افسرهایی قدیمی خودش را بازنشسته کرد، به شدت نیروهای جدید جذب کرد و در سطح فرماندهان کل تغییرات محسوسی انجام داد و در آخر خبر تغییرات ساختاری سپاه و تصفیه در فرماندهان میانی. همه ی این خبرها را به علاوه نقش کلیدی نیروهای سپاه(اعم از بسیجی و کادری) در به قدرت رسیدن احمدی نژاد یک پازل هستند که مطمئن نیستم وقتی کامل شد، چه تصویری به نمایش در خواهد آمد.

پی نوشت: البته می توان به تصفیه های خطی در سپاه، تصفیه های افقی را هم اضافه کرد برای مثال کشته شدن احمد کاظمی ، فرمانده رده بالای سپاه که زمزمه هایی از مخالفتش با تیم احمدی نژاد به گوش می رسید.

پی نوشت:از مافیاهای دیگر حاضر در صحنه ایران می توان به مافیایی که در بازار وجود دارد اشاره کرد و همچنین به مافیایی که در وزارت اطلاعات به قتلهای سیاسی دست می زد اشاره کرد.

+ نوشته شده در دوازدهم تیر 1387ساعت 2:3 توسط پویان فخرایی |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سیاست مدار مخالف دولت مالزی،انور ابراهیم، بعد از ادعای تهدید جانی به سفارت ترکیه در کوالا لامپور پناه برد.

انور ابراهیم اخیرا به فساد اخلاقی و رابطه جنسی با یکی از محافظان جوان خود متهم شده است این اتهامات را تلاش دولت در بی اعتبار کردن خود خواند.

انور ابراهیم در سال ۱۹۹۸ از پست معاونت نخست وزیر برکنار شده و به اتهام فساد اخلاقی و مالی به زندان محکوم شد.

----------------------------------------------

این چند خط می تواند جان مایه یک خبر بی طرف درباره ی اتفاقات اخیر طی دیروز و امروز مالزی باشد که اکثر منابع و خبرگزاری ها چه به انگلیسی و چه فارسی آن را منعکس کرده اند ولی واحد مرکزی خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی در یک تیتر توهین آمیز و جانبدارانه پا را از عرصه خبر نگاری بیرون گذاشته و به موضع گیری سیاسی درباره شخص ابراهیم پرداخته است :

گزارشي از رسوايي اخلاقي انور ابراهيم سياستمدار حامي غرب در مالزي

همچنین به توصیفهایی که در باره ابراهیم به کار رفته در خبر دقت کنید             :

انورابراهيم که به لحاظ ديدگاههاي غرب گرايانه اش و نزديکي به سياستهاي کاخ سفيد در ميان مالزياييها شهرت دارد پس از تحمل زندان بار ديگر چند ماه قبل وارد عرصه سياسي مالزي شد و با هدايت جريان مخالف دولت بداوي در انتخابات پارلماني اخير و برجسته سازي ضعفها و کاسيت هاي دولت و تحريک افکار عمومي توانست يک سوم کرسي هاي مجلس را به دست اورد.

کلمات بالا را چگونه می توان به عنوان یک خبر نگریست در صورتی که به راحتی به موضع گیری علیه نتایج به دست آمده در انتخابات پرداخته شده است و به راحتی به شعور جماعت رای دهنده توهین کرده است.

و همچنین غیر از موارد بالا به تحریف خبر هم توجه کنید:

انور ابراهيم با سياسي خواندن اتهامات و شکايت مطرح شده ، اين اقدامات را سياسي دانست و و به بهانه تامين جاني خود بلافاصله به سفارت تركيه در كوالالامپور پناهنده شد.

و این کلمات در صورتی بیان می شود که انور ابراهیم در پی تهدیدات جانی توسط عناصر ناشناس به سفارت ترکیه پناه گرفته است.

حال معنای این حرکت توسط ارگان رسمی حکومت جمهوری اسلامی چه می تواند باشد و در صورت به قدرت رسیدن انور ابراهیم چه تبعاتی می تواند برای ایران و ایرانیانی که در مالزی زندگی می کنند داشته باشد؟

لینک خبر صدا و سیما در بالاترین

لینک خبر در بی بی سی فارسی و انگلیسی، نیویورک تایمز ، الجزیره انگلیسی ، رویترز و بالاترین.

لینک مقاله خودم درباره ی انتخابات مالزی

 

+ نوشته شده در دهم تیر 1387ساعت 19:8 توسط پویان فخرایی |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
توسط:مرتضی احمدی(خاکریز):

سوالی که از دیگران هم کردند: دکتر شریعتی کی بود؟

==================================

سوال جالبی بود که مرا دوباره به فکر درباره شریعتی وا داشت

برای من شریعتی یک عاشق بود، او بیش از هر چیزی عاشق "انسان" بود و سعی کرد معشوقش را به آنجایی که بایسته می داند برساند؛ به آزادی، برابری و عرفان که این سومی از همه برایم مهمتر است. عرفان که من از آن تعبیر به شناخت و آگاهی می کنم.

بد نیست که دیگران هم وارد این گود شوند؛

محمد تقی مروج، علی اکرمی، ی الف، مجتبی خندان، احمد افجه ای، عماد بهاور و ...

 

 

 

 

+ نوشته شده در هفتم تیر 1387ساعت 16:40 توسط پویان فخرایی |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

این دو کلمه را مسعود بهنود در مصاحبه ای با ابراهیم نبوی درباره ی استالین گفت ولی این عکس  اینگونه در ذهن من متبادر می کند که قصابها (از نوع استالینی) هم انسانهای عادی هستند با اندکی تفاوت

+ نوشته شده در پنجم تیر 1387ساعت 2:12 توسط پویان فخرایی |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
طبق اخباری که بر خروجی سایتها قرار گرفته مورگان چانگیرای از انتخابات خارج شده و این می تواند آغاز دور جدیدی از درگیری ها و یا شاید هم خفقان گسترده در زیمباوه باشد.
 
بی بی سی: مورگان چانگیرای رهبر مخالفین در زیمبابوه اعلام کرده است که در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری که قرار است جمعه هفته جاری برگزار شود شرکت نخواهد کرد.

آقای چانگیرای که در یک مصاحبه مطبوعاتی صحبت می کرد گفت به دلیل حملات خشونت آمیز به طرفدارانش، برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه امکان پذیر نیست.

مورگان چانگیرای گفت رابرت موگابه، رئیس جمهور زیمبابوه با این سخن که گلوله جای ورقه رأی را گرفته، اعلام جنگ داده است.

آقای چانگیرای، از جهان خارج خواست که مداخله کرده و مانع "نسل کشی" در زیمبابوه شود.

                                                    

+ نوشته شده در سوم تیر 1387ساعت 1:8 توسط پویان فخرایی |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در دوم تیر 1387ساعت 12:10 توسط پویان فخرایی |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
من تو این چند وقت چند مطلب درباره ی چمران نوشتم،امروز هم سالگردش است و دوستان جوان اصفهان از فرصت استفاده کرده اند تا خاطرات آقای دکتر غروی را درباره ی او منتشر کنند

چند فیلم دیگر هم آنجا قابل دسترس است در یکی از این فیلمها مانند اکثر روایات رسمی از زندگی چمران بدون اشاره به نام بازرگان فقط به استادی سخت گیر اشاره می کنند که چمران از او نمره ی بیست و دو گرفت.

ناگفته هایی از دکتر چمران یک و دو دکتر علی اصغر غروی

چمران از زبان خودش یک و دو و چند مطلب دیگر

چمران در ویکی پدیا انگلیسی و فارسی

در رابطه ی چمران و نهضت آزادی

مطلب سال گذشته ی من درباره چمران؛یاد آر، ز شمع مرده یاد آر

جدلی پیرامون یک بیانیه نهضت آزادی و نوشته ای از مرحوم صابری

وصيتنامه چمران به موسي‌صدر: وصيت مي‌كنم به كسي كه او را بيش از حد دوست مي‌دارم! به معبودم! به معشوقم! به‌امام موسي صدر! كسي كه او را مظهر علي مي‌دانم! او را وارث حسين مي‌خوانم! كسي كه رمز طايفه شيعه، و افتخار آن، و نماينده هزار و چهار صد سال درد، غم، حرمان، مبارزه، سرسختي، حق طلبي و بالأخره شهادت است! آري به‌امام موسي وصيت مي‌كنم

یادش گرامی میدارم چون دیگر دوستان

سیاه مشق و ...

+ نوشته شده در سی و یکم خرداد 1387ساعت 11:4 توسط پویان فخرایی |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در سی و یکم خرداد 1387ساعت 10:23 توسط پویان فخرایی |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شریعتی را به هیچ عنوان نمی توان در یک "دین" یا "مذهب" یا یک "ایدئولوژی" محدود نمود. او در هیچ چهارچوبی نمی گنجد همانگونه که روح هیچ انسانی را نمی توان در یک قفس محدود کرد و از پرواز بازش داشت.

روح شریعتی و کلاً روح هر انسان آزاده ای می تواند تا بینهایت پرواز کند و وارد حریم هایی شود که دین و مذهب و ملیت، حریم ممنوعه اش ساخته اند.

شریعتی اگر در چهارچوبی بگنجد – اگر – آن  محدوده، محدوده خداست که هیچ حد و مرزی ندارد.

شریعتی چنان از اسلام سخن می گوید و چنان برداشتی از اسلام ارائه می نماید که این "دین" را آزادترین ادیان و انسانگراترین تمام ادیان می شناساند بدون آنکه بخواهد ناباوران به اسلام را به کفر و ابتذال محکوم کند.

اسلام در نظر شریعتی چنان باغ بزرگی است که همه نوع گل و درخت و میوه در خود دارد و بقول دکتر سروش "کسی از سفره شریعتی گرسنه بلند نمی شود."

اینکه بخواهیم شریعتی را محدود به دین اسلام و بعبارتی وی را یک روشنفکر مسلمان بدانیم، گرچه از حقیقت فاصله نگرفته ایم اما همه حقیقت شریعتی را بیان نکرده ایم. همانگونه که اگر بخواهیم وی را در چهارچوب ملیت و ایرانی بودن خلاصه کنیم، که وی فراتر از مرزهاست.

شریعتی، همچون مولانا در وزن و قافیه نمی گنجد و ابعاد گوناگون شخصیتش را باید در عمق نوشته ها و سخنرانی هایش جستجو کنیم.

                                            ****

وقتی شریعتی تز "اسلام منهای روحانیت" را مطرح میکند، بخوبی بر این واقعیت آگاه است که طبقه روحانیت در طول تاریخ همواره پشتیبان معنوی شاهان و سلاطین بوده اند. گرچه نماند و نشد که با ما فجایع بوجود آمده توسط روحانیت پس از انقلاب 57 را ببیند، مسلماً از اوج آسمانها نظاره گر جنایات و خیانت های این طبقه تشنه قدرت بوده و هست.

شریعتی به اعماق تاریخ سفر می کند و از همه گلکده ها دیدن می کند و از هر باغی بهترین آنرا کشف می کند و وقتی باغ خودساخته اش را نظاره میکند، تجسم اسلام راستین را می بیند.

شریعتی بدون هیچ شباهتی با حرکات ارتجاعی و گذشته پرستی و در گذشته زیستن و در گذشته مردن، از دل تاریخ پر فراز و نشیب این قوم اهورایی، دستان "زرتشت" را در دستان "محمد" می گذارد و درختی چنان محکم و پا برجا بنیان می نهد که علیرغم همه نامردمی ها و پیمان شکنی ها و سنگ اندازی ها، همچنان پابرجاست.

شریعتی، آنجا که سخن از "بازگشت به خویشتن" می کند، دعوت وی یک حرکت ارتجاعی نیست. وی می گوید : " ... دعوت به "بازگشت به خویش" بازگشت از اصالت انسان یا اومانیسم به بومیگری قومی و خودپرستی تنگ نظرانه و متعصبانه نژادی نیست، بلکه صعود از "از خود بیگانگی فرهنگی" و "بی معنایی وجودی" و " بی شخصیتی تاریخی" است به مرحله متعالی "خودزائی و خودآگاهی انسانی" و در نهایت، تحقق راستین "اصالت انسان"، سرمنزلی که نه با اسارت ملت ها که کار امپریالیسم و استعمار است و نه با محو ملیت ها که دست آورد انترناسیونالیسم مذهبی و طبقاتی است، بلکه با شرکت فعال ملتهای آزاد و خودآگاه و اصیل بر اساس "تساوی" و "تعارف" میتوان به آن رسید."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و نهم خرداد 1387ساعت 22:32 توسط پویان فخرایی |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
در کامنت های وبلاگ عماد بهاور درخواست امضای نامه ای را دیدم که محتویات جالبی داشت.دوستانی اگز تمایل دارند به خواندن یا امضای نامه به وبلاگ اتوپیا مراجعه کنند.

قسمتی از نامه:   آیا یادتان رفته است که چه مفتضحانه با سخنان مهم و تکان دهنده وزیر سابق اقتصاد در مراسم برکناری اش برخورد کردید؟ از آن همه سخنان مهم که ریشه مشکلات اقتصادی ایران در سه سال اخیر را منعکس می کرد تنها به گریه وزیر سابق اقتصاد اکتفا کردید؟  { اینجا واینجا را با هم ببینید } آیا زدن خنجری به این بزرگی بر پشت کسی که دو و نیم سال وزیر این مملکت بود، نامردی محض نبود که تنها در خلق و خوی سران سازمان شماست؟ نگفتن حقیقتی به این ارزشمندی که با زندگی روزمره میلیونها انسان ارتباط مستقیم دارد، خدمت به این ملت است؟ چه نامی جز "خیانت" بر این کار شما می توان نهاد؟ مدیران شما در مقابل تاریخ چه پاسخی خواهند داشت؟ آیا گمان می برید که مردم متوجه نمی شوند؟ آیا با "تحمیق مردم" و "توده ها" می توانید انسجام ملی را تقویت کنید؟ چه دلیلی دارید؟ مگر جز این است که شما تصمیم گرفته اید به هر قیمتی شده، چهار سال دیگر این دولت ناکارآمد را بر مردم تحمیل کنید؟ شما با حمایت نامعقول و مغرضانه از دولت و نگفتن حقایق به مردم درباره ضعفها و ناتوانی های آن، چهارسال دیگر،  به جای نان، فلاکت و بدبختی به سفره های آنان خواهید برد! آیا شما در این جامعه زندگی نمی کنید؟ آیا نمی دانید که سیاستهای غلط دولت در این چند سال بسیاری از مردم را به خاک ذلت نشانده است؟  

+ نوشته شده در بیست و نهم خرداد 1387ساعت 18:14 توسط پویان فخرایی |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
هرچه خواستم تیتری در مورد "علی حاتمی" بنویسم که بیشتر او را توضیح دهد نتوانستم؛ ایرانی ترین عنصر سینما، شعر روان دیالوگ، نت سینما. نه هیچ تیتری نمی تواند "علی حاتمی" را برایم توضیح دهد. "علی حاتمی"، "علی حاتمی" است تنها این ما هستیم به جستجو او را محدود می کنیم. وقتی در برابر "علی حاتمی" هستی باید بدون پیش شرط جان بسپاری و با او همراه شوی تا وجودت را سیراب ببینی از "علی حاتمی"؛ از دیالوگ های شعر پیشه اش، از فیلمهای موسیقی گونه اش، از عنصر ایرانی وجودش، از قصه های نوستالژیکش و ...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 2:41 توسط پویان فخرایی |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
حسین باستانی در یک مقاله پیش بینی کرده بود که این افشاگری ها بوی خون می دهند و انگار حرفش درست از آب درآمد ولی فکر کنم به جای بوی خون، بوی داروی نظافت به مشام می رسد.

شما بویی حس نمی کنید؟ جمله معروفی هست که تاریخ دوبار تکرار می شود تراژیک و کمیک، شاید سوال مهم اینجا باشد که آیا نوبت تکرار تاریخ فرارسیده است؟

عباس پالیزدار بازداشت شد -بی بی سی

شباهت عجیب دو عکس

گزارش بازتاب افشاگری ها ی عباس پالیزدار

فیلم سخنرانی عباس پالیزدار

مصاحبه عباس پالیزدار با رادیو فردا

+ نوشته شده در بیست و دوم خرداد 1387ساعت 22:43 توسط پویان فخرایی |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
تمام نوجوانی،کودکی و خردسالی من و هم نسلان من که در اوایل جنگ به دنیا آمدند یا خردسالی خود را گذراندند تحت تاثیر جنگ، خاطراتش و فرهنگ پشت جبهه ها بود که رزمنده های آن دوران سوغات برایمان آوردند.(بیشتر معلمانی که داشتم از رزمندگان آن دوران بودند و شوخی هایشان هنوز بوی جبهه را می داد)

محمد نبودی ببینی کویتی پور ، سرزمین نینوا ی آهنگران هنوز آونگ خطره هایم است، بزرگترین تفریحمان شنیدن خاطرات جنگ بود و بهترین رویاهایمان حضور در جبهه و کابوسهایمان تکرار آن صحنه ها.

هنوز آن صدا ها برایم خاطره انگیزند و مرا رهسپار دنیایی مبهم می کنند، دنیا و خاطراتی که نمی دانم باید دوستشان داشته باشم یا نه؟ جملات آوینی که جبهه را دروازه بهشت می دانست و ناله های آهنگران در جا ماندن از قافله ی دوستان شهیدش (هنوز بسیاری او را مقصر در کشته شدن جوانان جنگ بعد از مرحوم خمینی می دانند).

نمی دانم هم نسلان دیگرم چه خاطراتی از آن دوران دارند؟ دوست دارم آنها هم برایم از خاطراتشان بگویند، آیا چیزی به یاد آنها مانده است؟

+ نوشته شده در بیستم خرداد 1387ساعت 11:20 توسط پویان فخرایی |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
زمانی به سرم زد که اگر فیلم این جماعات نوحه خان ایرانی را اهالی دیگر ممالک دنیا ببینند چه واکنشی نشان می دهند و برای همین یک فیلمی که از یوتیوب درباره یکی از جماعت (سید جواد ذاکر) داشتم را به یک دوست زیمباوه ای نشان دادم، بنده خدا کلی ترسیده بود حالا افریقایی ها کلی با خشونت دم خورند مثلا اگر این فیلم را یک استرالیایی یا اروپایی (اروپای غربی) ببیند چه واکنشی نشان می دهد و اگر تنها صدای یکی از این ترانه خوانها (ببخشید نوحه خوانها) را بشنود شروع به حرکات موزون می کنند شایدم در دیسکو(محل حرکات موزون دسته جمعی) ازش استفاده کنند :

پستی درباره افراط گرایی:جهالت،افراط،خشونت،مرگ،...

لینک فیلم ذاکر ( اگر از دیدن صحنه های خشن ابا دارید این لینک را باز نکنید)

پاپ اسلامی

+ نوشته شده در بیستم خرداد 1387ساعت 9:32 توسط پویان فخرایی |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
در متون اسلامی دعایی هست با این عنوان:

اللهم مشغل الظالمین به الظالمین( اللهم اشغل الظالمین به ظالمین

 خدایا ظالمین را به هم مشغول کن

امروز به یکی از وبلاگهایی که همیشه سر می زدم  پست بسیار جالبی دیدم که به سرعت برای بالاترین فرستادمش:

وبلاگ "من و شما" که کار خانم سپیده دبیری است خبر و اختلاصی از یک فیلم را منتشر کرد که به جرات می توان گفت این یکی از بی سابقه ترین خبرهای درز کرده از درون جمهوری اسلامی است.

خبر از سخنرانی دبیر کمیته تحقیق و تفحص قوه قضاییه در جمع عده ای از دانشجویان برگرفته شده بود که تمام آن سخنرانی افشاگری این طرفدار احمدی نژاد از سران درجه اول راست سنتی است که در بالاترین تحت دو عنوان(عنوان دوم متن نوشته جانم دبیری بود که پیک نت بدون هیچ نغییری آن را منتشر کرده بود) ولی با یک محتوا هر دو لینک رای بسیار بالایی آوردند.

این اولین بار نیست در جمهوری اسلامی افراد این گونه به جان هم می افتند و پشت پرده ها را افشا می کنند. معروفترین سابقه این افشاگری ها نامه محرمانه ای بود که سال گذشته دفتر هاشمی رفسنجانی در باره ادامه جنگ منتشر کرد.

 باید منتظر ماند و دید طرف مقابل چه چیزی برای ارایه آماده خواهد کرد.

این لینک بهترین لینک بالاترین شد و یک بار دیگر سه باره به بالاترین اضافه شد و به صفحه اول رسید.

برای بار چهارم و پنجم این لینک در بالاترین پست شد و به صفحه اول رسید و به عنوان یک موضوع داغ در بالاترین فضایی بهش اختصاص پیدا کرد.

حسین باستانی در مقاله ای تحت عنوان "اين افشاگري ها بوي خون مي دهند" به نکات جالبی اشاره کرده است من جمله اینکه: پالیزی عضو لیست طرفداران احمدی نژاد در انتخابات شوراها بوده است.

خانم دبیری در یک پست جدید با عنوان"نیمه خالی لیوان افشاگری پالیزارچه وقت پر می شود" اشاره به بازدید دوازده هزار نفری تنها در وبلاگش از این پست کرده است.

گزارش رادیو فردا از این جریان و مصاحبه با پالیزدار

جبهه گیری جناحی بر سر سخنرانی جنجالی -بی بی سی

عباس پالیزدار به چه کسی خدمت می کند-وبلاگ هزاران نقطه

فجايع اتفاق افتاده در‎ ‎جمهوري اسلامي را ديديم؛متن کامل افشاگري بي سابقه عضو‎ ‎هيات تحقيق و تفحص از قوه قضاييه-روزآنلاین

 افشاگری تند و برهنه به چه دلیل و بر اساس کدام ضرورت-محمد آقا زاده:تنها راه مقابل جدی با هر فسادی گسترش آزادی بیان٬فرصت دادتن به مطبوعات و نهادهای مستقل و نظارت کننده است و در غیاب آنها هر افشاگری چون از رانت قدرت بهره می برد و به نفع یک جریان قدرتمند علیه گروه پر نفوذ دیگری بهره می برد در عمل برای سالم سازی محیط راه به جایی نمی برد

به علاوه اینکه با لطف یکی از دوستان طرفدار جمهوری اسلامی در بالاترین بالاخره توانستم که این سخنرانی را به فایل صوتی تبدیل کنم، اگر کسی علاقه ای به شنیدنش دارد آدرس خود را برای من در نظرات قرار دهد تا برایش این سخنان را بفرستم.(از قرار معلوم فایلی که تبدیل شده تنها حاوی ۳ دقیقه ی اول سخنرانی است- از دوستان به خاطر این اشکال معذرت می خواهم)

+ نوشته شده در هجدهم خرداد 1387ساعت 18:53 توسط پویان فخرایی |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
این کلمات و معانی به دهن این آدم نمی آید اصلا نه به او نه به تیم نظامی، که او نقش عروسک را برایشان بازی می کند، به هیچ کدام از این دو نمی آید؛ تحلیلها سطحش بسیار از شعور این افراد بالاتر است. نمی دانم آیا طبری دوباره زنده شده است و به این آدم تقلب می رساند یا نیروهای چپ به دولت پیوستند (که این دومی از اولی هم بعید تر است) پس از کجا و از کی این سخنان به او رسیده است؟ نظر شما چیست؟

گزارش بی بی سی:

آقای احمدی نژاد در ادامه سخنرانی اش ابتدا به تفصیل به بیان نابرابری در تولید و مصرف و فاصله میان فقیر و غنی در جهان پرداخت و این نابرابری را از سویی نتیجه طبیعی مدل توسعه جاری در جهان و مکانیسم بازار و از سوی دیگر، ناشی از دخالتها و اعمال سیاستهای قدرتهای جهانی دانست.

وی هشدار داد که ادامه این وضع به تحولات سریع اجتماعی و سیاسی در بسیاری از نقاط جهان و برهم خوردن موازنه های موجود جهانی منجر خواهد شد و چشم اندازی نیز برای برونرفت از آن وجود ندارد.

وی همچنین بالارفتن بهای نفت در بازارهای جهانی را نیز مصنوعی و تحمیلی و ناشی از دخالت "دستهای پیدا و پنهان" خواند که به گفته وی، با اهداف سیاسی و اقتصادی قیمت را به صورت کاذب کنترل می کنند.

به گفته آقای احمدی نژاد علت افزایش جهانی بهای موادغذائی این است که قدرتهای جهانی "از سویی به صورت مصنوعی قیمت نفت و انرژی و مالیات بر مصرف آن را بالا نگه می دارند و از سوی دیگر استحصال سوخت از مواد پایه کشاورزی را ترویج می کنند، از سویی مقرراتی مانند کاهش تعرفه واردات کشاورزی به ملتها تحمیل می کنند و از سوی دیگر با اعطای یارانه به بخش کشاورزی خود بسیاری از کشاورزان ضعیف در دیگر کشورها را از پای در می آورند".

+ نوشته شده در پانزدهم خرداد 1387ساعت 19:21 توسط پویان فخرایی |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
حضور زنده ی مرحوم خمینی در ایران بسیار محسوس و قابل رد گیری است چنانکه هنوز تمامی جریانات نزدیک به او سودای راهبری راه او را دارند و حتی می توان ظهورر احمدی نژاد را تکرار کمیک یاد او دانست.

مرحوم خمینی را باید در نقشهای مختلفی مورد بررسی قرار داد و نسبت او در آن نقش به خصوص با هم عصرانش قابل بازخوانی است.

همچنین اتفاقی که باید از آن غافل نماند پیگیری نسب فکری آقای خمینی است،بسیاری از روزنامه نگاران آشنا به جریانات حوزه مانند عماد الدین باقی، محمد قوچانی(متاسفانه سایت روزنامه شرق در دسترس نیست) و فرید مدرسی سعی در تببین این نسب فکری کرده اند.

البته نباید تنها به این بررسی ها محدود ماند، میراث مرحوم خمینی و میراث داران و میراث خوارانش هم جزو مطالبی است که باید در دوره های مختلف بررسی شود.

نظر نگارنده در مقاله ای تحت عنوان شجره ی باطله در بهمن ۸۴

دیگر مسایلی که در آستانه آغاز  بیستمین سالگرد او نیازمند بررسی است شیوه ی به قدرت رسیدن او و از آن مهمتر زمام داریش در دوره ده ساله قدرت است:

نسبت او با آموزه های پوپولیسم و فاشیسم

تغییر نظر های مداوم او

کشتار زندانیان با دستور مستقیم او

اعدامهای بی رویه اول انقلاب با تایید او

برخورد با افراد و جریانهای مخالف

ادامه دادن جنگ بعد از فتح خرمشهر و کشته شدن نزدیک یک میلیون انسان در آن جنگ

نقاط روشن در کارنامه زمامداری ده ساله

و ...

البته نیاز به یادوری است که بنده شخصا هیچ ارادتی به او نداشته و ندارم ولی جواب به این سوالات و موضوعات را نیاز تاریخی ایران زمین می دانم.

+ نوشته شده در چهاردهم خرداد 1387ساعت 14:40 توسط پویان فخرایی |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin